خانه > فرهنگ و تاريخ > ماجرای کفن پوش شدن مردم موچان

ماجرای کفن پوش شدن مردم موچان

کفن پوشان موچان


 

 

محرم سال ۵۷ بود ما علیرغم اینکه سخت در فعالیت های انقلابی شرکت می کردیم اما هرگز از علما جدا نبودیم

و برای کارهای خود مستقیما با روحانیون در ارتباط بودیم( این ارتباط به حدی شده بود که حتی عالم بلند مرتبه ی جهان

تشیع حضرت آیه الله گلپایگانی برخی از مردم موچان را به اسم می شناختتند)

روحانی جلیل القدری به نام آیه الله معنوی برای ایام محرم وارد روستا شد

به اتفاق جوانان مشتاق روستا خدمت این بزرگوار می رسیدیم

در یکی از جلسات ایشان عرض کردند آیه الله گلپایگانی به طلاب سفارش کرده اند زیر عبای  خود کفن همراه

داشته باشند (چون ماموران حکومتی آن روز ها روحانیون را ترور می کردند)

این حرف جرقه ای در ذهن جوانان روستا ایجاد کرد (با توجه به این مساله که مردم موچان در تظاهرات هایی که

در شهر اراک برگزار می شد حضور مستمر داشتند) و خواهان تهیه کردن کفن شدند

بنده مسئولیت کار را بر عهده گرفتم و برای تهیه ی پارچه ی سفید راهی منزل دوستی پارچه فروش در شهر شازند شدم

خدمت دوست خود به نام آقای کاملی رسیدم و سر فرصت ماجرا را تعریف کردم  و از ایشان درخواست ۱۰۰ متر

پارچه سفید برای کفن کردم

ایشان گفتند من ۵۰ متر پارچه بیشتر ندارم ولی ۵۰ متر دیگر را هم می توانم از دوستان تهیه کنم

به هر ترتیب به خواست خدا ۱۰۰ متر پارچه آماده شد و بنده به موچان برگشتم و از آن به بعد جوانان موچان هنگام

تظاهرات ها با کفن شرکت می کردند

این در حالی بود که خیلیها حتی جرات بیان کلمه ای علیه شاه را نداشتند چه برسد به کفن پوشیدن و تظاهرات برپا کردن

بعد از مدتی ساواک با خبر شده بود که مردم موچان برای تهیه ی کفن به آقای کاملی مراجعه کرده اند و ایشان هم

با ما همکاری کرده اند ایشان را دستگیر می کنند و مغازه های پارچه فروشی شازند را هم به آتش می کشند

بعد از این ماجرا به خدمت او رسیدم و عرض کردم به خاطر ما بود که شما  این خسارت را متحمل شدید

ایشان خندیدند و گفتند فدای سر امام …………….

 

 

(Visited 15 times, 1 visits today)
دسته هافرهنگ و تاريخ برچسب ها:
  1. سعيد
    سعيد
    ۷ آذر ۱۳۹۴ در ۱۱:۰۶ | #1

    این عکس ها گنجینه هایی هستند که باید برای نسل های بعد حفظ بشه. یاد همه مردم قدیم بخیر……..

  2. Avatar
    محسن
    ۷ آذر ۱۳۹۴ در ۰۹:۳۶ | #2

    یاد کنیم از غلامعلی. ایوبی. که تو این هییت های موچان طبل زن دسته بود تا اونجا که یادمه. روحش شاد

  3. سعيد
    سعيد
    ۷ آذر ۱۳۹۴ در ۰۹:۲۳ | #3

    ممنون. واقعا خاطرات بسیار شنیدنی از قدیم وجود داره . پیشنهاد خوبی بود حتما روی این قضیه کار می کنم…

  4. Avatar
    محسن
    ۷ آذر ۱۳۹۴ در ۰۹:۱۶ | #4

    عالی بود. خاطره های قشنگ اون دوران واقعا ادمو. یاد چه صفا و صمیمیتهایی میندازه. لطفا از این طور خاطرات بیشتر بزارید

  5. سعيد
    سعيد
    ۷ آذر ۱۳۹۴ در ۰۹:۱۳ | #5

    سلام و درود.
    خواهش می کنم شما لطف دارید.
    نوشته بالا از خاطرات آقای حاج غلامعلی صاحبی است که مستقیم از زبان خودشان نقل قول شده. درباره افرادی که تو کارهای انقلابی نقش داشته اند نمی تونم اسم ببرم چون ممکنه اسم کسی از قلم بیافته و در حقش اجحاف بشه. در کل باید بگم اکثریت قریب به اتفاق مردم موچان تو این مراسمات شرکت داشته اند. و همین شهدای موچان گواه این گقته است

  6. Avatar
    مریم
    ۷ آذر ۱۳۹۴ در ۰۱:۰۶ | #6

    سلام،واقعا ممنون به خاطر عکسها و اطلاعات جالبی که به اشتراک میذارید،میشه لطفا بگید نوشته ی بالا از خاطرات کیه و اینکه چه افرادی از روستای موچان تو انقلاب فعالیت جدی داشتن؟؟؟

  7. سعيد
    سعيد
    ۱۸ اسفند ۱۳۹۲ در ۰۸:۵۶ | #7

    سلام و درود
    بله حق با شما بود درستش كردم

  8. Avatar
    ذکری
    ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۱ | #8

    جالب بود
    فقط در دو مورد به ویرایش احتیاج داشت :
    علیرغم – به خواست خدا

  1. بدون بازتاب